السيد موسى الشبيري الزنجاني

2502

كتاب النكاح ( فارسى )

مىكنند . 4 - كلينى به او اعتماد مىكند . 5 - بزرگانى چون صدوق و مفيد و شيخ طوسى و . . . با اينكه قريب العهد به او بودند و با توجه به كثير الرواية بودن او ، او را مىشناخته‌اند ، در هيچ جا روايت او را رد نكرده‌اند . « 1 » نتيجهء بحث آن است كه روايت ، غياث بن ابراهيم كه از روايات تحريم ما ام زوجة غير مدخوله مىباشد صحيحه است . ثالثاً : روايت منصور بن حازم كه جزء ادلهء تحليل شمرده شده ، بر خلاف نظر مستدلّين دلالت بر تحريم نكاح امّ زوجهء غير مدخوله مىكند و از نظر سندى هم صحيحه است . ان قلت مطلبى كه منصور بن حازم از حضرت امير سلام الله عليه نقل مىكند قابل اعتماد نيست ، زيرا او كه حضرت را درك نكرده است و واسطهء خود را هم ذكر نمىكند . قلت اولًا : منصور مىگويد اين قضاوت معروف و از افتخارات شيعه است و اشتهار اين قضاوت از خبرهايى است كه مستقيما مورد حكايت منصور بن حازم واقع شده لذا ، نيازى به سند ندارد و چنين شهرت‌هايى كه مانند تسلّم بين شيعه است ملازمهء عرفى با تحقّق قضاوت حضرت دارد و لذا مشمول ادلهء حجيّت خواهد بود . ثانياً : هنگامى كه قضاوت حضرت را منصور بن حازم در محضر حضرت صادق سلام الله عليه نقل كرد ، مورد تقرير حضرت قرار گرفت و حضرت نفرمود اين قضيه واقعيت ندارد ، معلوم مىشود كه انتساب اين قضاوت به حضرت امير سلام الله عليه صحيح است . روايت دوم : روايتى است كه عياشى از تفسير ابو حمزهء ثمالى نقل مىكند . « 2 » اين

--> ( 1 ) بحث « غياث بن ابراهيم » به طور مستوفى در جزوات نكاح شمارهء 10 و 11 و 12 سال 1377 آمده است و مطالب فوق خلاصه‌اى از آن بحث است . ( 2 ) وسايل الشيعة 564 / 20 - باب 20 از ابواب ما يحرم بالمصاهرة ج 7 جامع احاديث الشيعة 645 / 52 - باب 1 از ابواب ما يحرم بالتزويج و . . . - ج 6 . 1